تبليغاتX
شعر و شاعر ایرانی تاریخ ادبیات ایران
شعر و زندگینامه شاعران ایرانی لطفا" نظر را خود را بنویسید
بزرگ بود
و از اهالي امروز بود
و باتمام افق هاي باز نسبت داشت
و لحن آب و زمين را چه خوب مي فهميد
صداش به شكل حزن پريشان واقعيت بود
و پلك هاش مسير نبض عناصر را به ما نشان داد
و دست هاش
هواي صاف سخاوت را
ورق زد
و مهرباني را
به سمت ما كوچاند به شكل خلوت خود بود
و عاشقانه ترين انحناي وقت خودش را
براي آينه تفسير كرد
و او به شيوه باران پر از طراوت تكرار بود
و او به سبك درخت
ميان عافيت نور منتشر مي شد
هميشه كودكي باد را صدا مي كرد
هميشه رشته صحبت را
به چفت آب گره مي زد
براي ما يك شب
سجود سبز محبت را
چنان صريح ادا كرد
كه ما به عاطفه سطح خاك دست كشيديم
و مثل يك لهجه يك سطل آب تازه شديم
و بارها ديديم
كه با چه قدر سبد
براي چيدن يك خوشه ي بشارت رفت
ولي نشد
كه روبروي وضوح كبوتران بنشيند
و رفت تا لب هيچ
و پشت حوصله نورها دراز كشيد
و هيچ فكر نكرد
كه ما ميان پريشاني تلفظ درها
راي خوردن يك سيب
چه قدر تنها مانديم
 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم اسفند 1386ساعت 9:42  توسط بهرام  | 

فریاد میزنم

من چهره ام گرفته

من قایقم نشسته به خشکی

مقصود من زحرفم معلوم بر شماست

یک دست بی صداست

من ، دست من کمک زدست شما میکند طلب

فریاد من اگر شکسته در گلو و گر

فریاد من رسا

من از برای راه خلاص خود و شما

فریاد میزنم

فریاد میزنم

 

 

www.parskookma.ir

 

پارس کوکما

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم اسفند 1386ساعت 9:45  توسط بهرام  | 

تشبیه، در علم بیان مانند کردن چیزی است به چیزی دیگر. تشبیه مانندگی مبتنی بر کذب است یا با اغراق همراه است؛ یعنی باید دو چیز را که به یک‌دیگر شبیه نیستند و یا لااقل شباهتی آشکارا ندارند، را به هم ماننده کنیم. در تشبیه، نویسنده یا شاعر شباهتی را ادعا و برقرار یا آشکار می‌کند.بنابراین، جمله‌ای که تمام ارکان تشبیه را داشته باشد اما مبتنی بر صدق باشد- چون مخیل نیست، تشبیه نیز به حساب نمی‌آید. مثلاً در جمله‌ی « سگ مانند شغال است» چون جمله مخیل نیست و در عالم واقع هم سگ و شغال از یک گونه‌اند، تشبیهی روی نداده است.اما جمله‌ی تشبیهی جمله‌ای است که به ظاهر درست نمی‌نماید، و باعث اعجاب می‌شود و کسی در دید منطقی به آن باور ندارد.

از آن‌جا که در تشبیه، ادعای مانندگی دو چیز صورت گرفته است، دو جزء ضروری در آن وجود دارد. یکی مشبّه و دیگری مشبّه به. مشبّه کلمه‌ای است که آن را به چیز دیگر مانند کرده‌اند؛ در حالی که چیزی که مشبّه به آن مانند شده را مشبّه‌به می‌گویند. به اداتی که نشانگر تشبیه هستند، ادات تشبیه گفته می‌شوند. پرکاربردترین این ادات عبارت‌اند از: «مانند، مثل، همانند، به‌سان، چون، چو، به کردار، پنداری،گویی، به رنگ، به‌ شکل، به اسلوب و...». به امر ادعایی که ارتباط مشبّه و مشبّه‌به را نشان می‌دهد و نحوه‌ی مانندگی آن‌ها را نشان می‌دهد، وجه شبه می‌گویند.

به تشبیهی که وجه شبه در آن ذکر نشده باشد، تشبیه مجمل و به تشبیهی که وجه‌شبه در آن ذکر شده است، تشبیه مفصل می‌گویند.

در تشبیه ممکن است ادات تشبیه ذکر نشود که در این صورت به آن، تشبیه مؤکّد یا تشبیه محذوف‌الأدات یا تشبیه بالکنایه می‌گویند. اگر ادات در تشبیه ذکر شود به آن تشبیه صریح یا تشبیه مرسل می‌گویند.

تشبیهی که در آن نه وجه شبه ذکر شود و نه ادات تشبیه چون هم مجمل است و هم مؤکّد، آن را تشبیه بلیغ می‌گویند. تشبیه بلیغ رساترین، زیباترین و مؤثرترین تشبیهات است. تشبیه بلیغ بر دو گونه است: ۱- تشبیه بلیغ اسنادی که در آن مشبّه‌به به مشبه اسناد داده می‌شود مانند علم نور است. ۲- اضافه‌ی تشبیهی که در آن یکی از طرفین تشبیه به دیگری اضافه می‌شود مانند «درخت دوستی».

دو رکن اصلی تشبیه، مشبّه و مشبّه به است که هیچ گاه حذف نمی‌شود؛ زیرا غرض از تشبیه، وصف مخیل مشبّه به وسیله‌ی مشبّه‌به است. آن توصیف مخیّل که همان وجه شبه است- معمولاً از مشبّه‌به اخذ می‌شود، پس وجود مشبّه و مشبّه‌به هر دو لازم است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم بهمن 1386ساعت 9:10  توسط بهرام  | 

 
......Image Hosted by UploadHouse.com